كار ما شايد اين است كه در افسون گل سرخ شناور باشيم


Blog For Free!


Archives
Home
2007 September

tBlog
My Profile
Send tMail
My tFriends
My Images


Sponsored
Blog



كار ما شايد اين است كه در افسون گل سرخ شناور باشيم
09.13.07 (9:46 pm)   [edit]

زندگي رسم خوشايندي است . زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ ، پرشي دارد اندازه عشق . زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود. زندگي جذبه دستي است كه مي چيند . زندگي نوبر انجير سياه ، در دهان گس تابستان است . زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره . زندگي تجربه شب پره در تاريكي است . زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد. زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد. زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست . خبر رفتن موشك به فضا ، لمس تنهايي   ماه   ، فكر بوييدن گل در كره اي ديگر . كار ما نيست شناسايي   راز  گل سرخ . كار ما شايد اين است كه در اافسون&nb sp;  گل سرخ شناور باشيم . پشت دانايي اردو بزنيم . دست در جذبه يك برگ بشوييم و سر خوان برويم . صبح ها وقتي خورشيد ، در مي آيد متولد بشويم . هيجان را پرواز دهيم . روي ادراك فضا ، رنگ ، صدا ، پنجره گل نم بزنيم . آسمان را بنشانيم ميان دو هجاي  هستي. ريه را از ابديت پر و خالي بكنيم . بار دانش را از دوش پرستو به زمين بگذاريم . نام را باز ستانيم از ابر ، ازچنار ، از پشه ، از تابستان . روي پاي تر باران به بلندي محبت برويم . در به روي بشر و نور و گياه و حشره باز كنيم . ***** كار ما شايد اين است كه ميان گل نيلوفر و قرن پي آواز حقيقت بدويم من نمي دانم و همين درد مرا سخت مي آزارد که چرا انسان اين دانا اين پيغمبر در تکاپوهايش چيزي از معجزه آن سوتر ره نبرده ست به اعجاز محبت چه دليلي دارد ؟ چه دليلي دارد که هنوز مهرباني را نشناخته است ؟ و نمي داند در يک لبخند چه شگفتي هايي پنهان است من برآنم که درين دنيا خوب بودن به خدا سهلترين کارست ونمي دانم که چرا انسان تا اين حد با خوبي بيگانه است و همين در مرا سخت مي آزارد.

 
Your Name:


Your Comment: